مرتضى راوندى

8

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

خمسه و آذربايجان تيفوس كه يك نوع تب مسرى است كه بوسيلهء شپش انتقال مىيابد ، وجود دارد . يك نوع تب ديگر بوسيلهء شپش ميانه يا غريب‌گز منتقل مىشود . امراض ديگر از قبيل اسهال و اسهال خونى و سل و امراض چشم فراوان است . گفته شده است كه قريب 80 درصد مردم مبتلا به سوزاك و سفليس مىباشند . . . « 1 » رابطهء جمعيت با تكامل اقتصادى « به حساب جغرافيدان آلمانى ويشل « 2 » هر مرحله از تكامل اقتصادى نسبت خاصى از تراكم جمعيت را ايجاب مىكند . هنگامى كه معيشت برپايهء شكار و ماهيگيرى باشد مقدار تراكم ، حدود 8 نفر در يك مايل مربع ( 8 / 2 كيلومتر مربع ) است . اين ميزان در جامعه مبتنى بر معيشت شبانى 8 تا 66 نفر ، در جامعه‌اى كه داراى كشاورزى ساده است 26 تا 64 نفر و در كشاورزى پيشرفته به 64 تا 192 تن مىرسد . شهرهاى صنعتى از اين حدود هم فراتر مىرود تا بجايى كه در پاره‌اى از آنها چندين هزار انسان در يك مايل مربع زمين زندگى مىكنند . . . به نظر ويشل تمركز جمعيت در شهرها موجب انتشار سريع بيماريهاى واگيرى و ايجاد اشكال در عبورومرور و حمل‌ونقل و تهيهء آذوقه براى مردم مىشود . علاوه براين زندگى شهرى نه‌تنها در وضع اقتصادى و اجتماعى مردم آثارى باقى مىگذارد بلكه روحيه و اخلاق و عادات و طرز تفكر و زندگى شهرنشينان را با ده‌نشينان نمىتوان مقايسه كرد . » « 3 » جمعيت و سكنهء ايران در عهد فتحعلى شاه به نظر ژوبر به نظر ژوبر « 4 » به علت ستمگرى مأمورين ، و اغتشاشات دائمى جمعيت ايران به شش هفت ميليون نفر تقليل يافته است . وى جمعيت ايران را به دو قسمت تقسيم مىكند يكى عشاير كه در مناطق كوهستانى ، صحراها و جلگه‌ها در حركتند ؛ دستهء دوم كه به « تات » يا « تاجيك » معروفند در روستاها و مناطق حاصلخيز و يا در شهر سكونت گزيده‌اند . عشاير به زندگى صحرا - گردى خو گرفته‌اند و از دزدى و راهزنى روگردان نيستند . در درون چادرهايشان با مهربانى و ملايمت زيست مىكنند . آنها زندگى با آن شرايط دشوار را بر زندگى شهرى و روستايى ترجيح مىدهند و ييلاق را بر زندگى يكنواخت شهرى مرجح مىشمارند و مىگويند استراحت هنگامى لذت‌بخش است كه به بهاى كار و خستگى به دست آيد ، مردان ، قوىهيكل و خوش‌اندامند و بطور كلى جنگاوران نامى و سلحشور نظير نادر ( كه از ايل افشاريه ) بود از ميان افراد همين عشاير برخاسته‌اند ، شهرنشينان بطور كلى سست و تنبل و راحت‌طلبند و جز در مواقع بسيار ضرورى دست ، به سلاح نمىزنند ، حال آنكه صحرانشينان همواره مسلح و آمادهء دفع دشمن مىباشند . . . مهمترين قبايل ترك‌زبان عبارتند از افشار ، قاجار ، تركمن ، بيات ، طالش ، قراچورلو ، قراگوزلو و شاهسون ؛ از طوايف كرد : رشوند ، شكاك ، و اردلان ؛ از الوار : زند ؛ فيلى و بختيارى ؛ و از اعراب : بسطامى ، بنى كعب ، و بنى حول . عدهء ديگرى نيز هستند كه در ولايات مختلف پراكنده شده‌اند .

--> ( 1 ) . همان ، ص 6 - 195 . ( 2 ) . Wiechel ( 3 ) . دكتر جمشيد بهنام / دكتر شاپور راسخ ، مقدمه‌يى بر جامعه‌شناسى ايران ، چاپ سوم ، ص 13 به بعد ( به اختصار ) . ( 4 ) . P . A . Jaubert